یادداشت های یک مشاور 8
سلام .باز هم اومدم سراغتون ......
می دونم مدتی بودم براتون ننوشته بودم ،راستش چند وقت پیش یکی از دوستای نزدیکم توی یک تصادف وحشتناک فوت کرد و برای مدتی منم توی شوک رفتن اون بودن و خیلی برام باورش سخت بود .امیدوارم که روحش شاد باشه.
توی این مدتی که نیومده بودم سارعتون خیلی اتفاقات افتاده و خیلی مشاوره هایی که من داشتم و حتی مشکلشون هم حل شده و خدا رو شکر به زندگی ادامه می دن.
یکی از روزها ،خانمی پیشم اومد و مشکلشون این جوری بیان کرد که افسرده شده و خیلی کم توی اجتماع ظاهر میشه و امیدی به زندگی نداره .وقتی کمی از جلسه گذشت و یه جوری تونست به من اعتماد کنه ،حرف اصلیشو بیان کرد .