یادداشت های یک عاشق 1
سلام به همه خوانندگان وبلاگ ذهن زیبا .
فکر کنم علی اسم این وبلاگ رو از روی فیلم بسیار زیبای ذهن زیبا با بازی راسل کرو انتخاب کرده که مفهوم روانشناسی هم داشت .اخه من فیلم دیدن رو وحشتناک دوست دارم و اگه علی اجازه بده با کمکش می خوام یه قسمت جدید توی وبلاگ راه بندازم که فیلمای معروف روانشناسی و البته عاشقانه و دیدنی رو اینجامعرفی کنم .می دونم اینجا تا قبل از اینکه من بیام یه وبلاگ کاملاً علمی بوده و مطمئن باشید منم نمی خوام این رویه از بین بره واسه همین از علی خواستم که مطالبم رو بخونه و اگه فکر میکنه نیاز به ویرایش یا نظر کارشناسی داره اعمال بکنه .
اینجا قراره نوشته های من با عنوان یادداشت های یک عاشق نوشته بشه و از جراین عشقی که درون من اتفاق افتاد بنویسم و یه جورایی شرح حال این چند سال زندگی منه .ماجرایی که خودم همیشه دوستش داشتم و به عشقم افتخار می کنم .دوست دارم توی این قسمت نظرات خودتون رو برای من هم اعمال کنید تا بتونم با انگیزه بهتر بنویسم .
اول بهتره از خودم شروع کنم تا با من آشنا بشید و توی پست های بعدی جریان زندگی خودمو براتون تعریف کنم . من امیر 27 ساله اهل ایرانم و افتخارم ایرانی بودنه .اگه میگم اهل ایرانم واسه اینه که توی این چند سالی که از خدا گرفتم خیلی جاها بودم و همیشه سعی کردم خودمو پایبند یه مکان نکنم چرا که ایران خیلی قشنگ تر از این حرفاست .
خیلی ساده و آروم داشتم زندگی می کردم تا اینکه دانشگاه قبول شدم و به عشقدرس هزاران کیلومتر از خانواده خودم دور شدم به حدی که حتی گاهی شش ماه طول می کشید تا خانواده خودمو دوباره ببینم .دانشگاه پر بود از تجربه های گوناگون برای منی که فکر می کردم همه زندگی مثل دنیای کوچکی هست که من توش به دنیا اومدم و همه به هم اعتما داشتند .اونجا دروغ کمتر بود.اونجا جرمی نبود.اونجا طلاق بی معنی بود و خلاثه اینکه من وارد دنیای جدیدی شدم که در عین جذابیت کمی ترسناک بود .چس همیشه یادم بود که اثل خودمو حفظ کنم و حواسم باشه که دارم چیکار می کنم تا خطای بزرگی ازم سر نزنه .
تا بعد.......