یادداشت های یک مشاور 3
سلام
امروز هم دوباره اومدم سراغتون تا براتون بنویسم از خودم و مشاوره هایی که داشتم.توی ژست قبلی گفته بودم که ممکنه برم یه مسافرت کوچیک ولی به یه وقت دیکه موکول شد.
دیشب هم چند مشاوره داشتم.یکی از مشاوره هام خانومی بود که در ارتباط با شیوه برخورد با ژسرش اومده بود پیش من .خلاصه بعده کلی صحبت معلوم شد که پسرش زیاد هم مشکل نداره و در واقع اون خانوم خودش خیلی باورهای غیر منطقی داره و نمی تونه راحت زندگی کنی و مدام به همه چیز گیر میده .
خیلی از مواقع پیش میاد که سی که میاد پیش شما واسه مشاوره مشکل واقعیش بیان نمی کنه و اونو در قالب مسائل مختلف طرح می کنه ولی شما باید حواستون جمع باشه .
باز هم میام سراغتون .......
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۰ ساعت 16:46 توسط
|